او نمي تواند حتي براي دقايقي آرام نشسته و به سخنان آموزگار يا والدينش گوش فرادهد. وسايل بازي و سرگرمي تنها براي مدتي او را سرگرم كرده و پس از مدت كوتاهي ناآرام و بي قرار چيز تازه اي را جست وجو مي كند. اين كودك، نياز به تنبيه ندارد؛ بلكه تنها به كمك همه براي بازيافتن آرامش خويش دارد. چرا كه مبتلا به «بيش فعالي» بوده و اين عارضه او را بازيگوش، بي دقت، ناآرام، حواس پرت و... كرده است. آنچه در پي مي آيد مطلبي است در با ره بيش فعالي كودكان و ارتباط آن با آموزش.
ناآرامي در كلاس درس با مسايلي چون جابه جا شدن روي نيمكت، صحبت با نفر كناري، پشت سري و...، ايجاد صدا مانند ضرب گرفتن روي ميز يا جاميز، ساييدن كف پا به زمين، نقاشي كردن روي ميز، دفتر، كتاب و... مشخص مي شود. اغلب اين دانش آموزان به آموزگار خيره مي شوند، نكات درسي را يادداشت مي كنند، اما در تمام اين مدت، نمي دانند چه مي نويسند و فقط به صورت غيرارادي چيزي را شنيده و يادداشت مي كنند، اما در حقيقت در روياي خود غوطه ور هستند (نمونه اي از رويايي شدن).
بر اساس آمار روانشناسان آموزشي ۵ تا ۱۰ درصد دانش آموزان مبتلا به «ناتواني در تمركز و بيش فعالي» (ADD) هستند و به اين ترتيب، در هر كلاس تقريباً ۲ نفر از دانش آموزان مبتلا به ADD هستند.
اين عارضه بيماري نيست، بلكه به صورت ژنتيكي، كودك فعال تر از همسالان خود است. اگر چه اغلب اين كودكان در زمره كودكان با ضريب هوشي بالا قرار مي گيرند، اما از كودكي به دليل وجود اين مسأله، كم حوصله و بي دقت بوده، زودتر از همسالان خود از تماشاي تلويزيون، بازي و... خسته شده و دايما در حال تحرك هستند. با وجود همه اين نكات، بسيار سريع الانتقال بوده و گيرايي بالايي دارند و شايد يكي از دلايل اين بي حوصلگي و خستگي آنها همين مسأله باشد.
در دوران مدرسه، اين عارضه كماكان همراه كودك است. طبق اعلام مركز روانشناسي _ آموزشي آمريكا نقش آموزگار و والدين تأثير مهمي در درمان اين كودكان دارد. توجه به اين نكته ضروري است رفتارهاي افراد مبتلا به «بيش فعالي» غير ارادي است و از سر لج بازي، شيطنت نامطلوب و... نبوده و به عبارتي رفتارها «هدفمند» و به قصد «آزار» نيستند.
رفتار آموزگاران در قبال دانش آموزان مبتلا به بيش فعالي
اگر چه كنترل اين قبيل دانش آموزان بسيار سخت است اما آموزگار اولين مربي كودك است. بنابراين توجه به نكات زير راهگشا است:
* «جاي» دانش آموز را تغيير دهيد، اما توجه كنيد تا او به دليل كار شما پي نبرد. او را قانع كنيد كه دوست داريد به او نزديك تر باشيد و او را در نزديك ترين فاصله نسبت به خود بنشانيد.
* سعي كنيد دانش آموزي آرام و ترجيحا زرنگ را در كنار او بنشانيد (كودك بيش فعال، باهوش و سريع است). نگذاريد دانش آموزان بيش فعال در كنار يا نزديك هم بنشينند.
* اين گونه دانش آموزان، نبايد نزديك درب ورودي كلاس، پنجره، انتهاي كلاس و حتي در كنار كليد برق بنشينند. هر عامل كوچكي، وسيله اي براي حواس پرتي آنها است. حواس آنها حتي با عبور يك پرنده پرت مي شود!
* هنگامي كه مبحث درسي جديدي را آغاز مي كنيد، طوري بايستيد كه كمترين فاصله با او را داشته باشيد. اين نكته او را وامي دارد تا به درس گوش كند.
* پيش از آغاز درس جديد، بهتر است از او بخواهيد تا درس جلسه قبل را توضيح دهد. از او درس نپرسيد بلكه بخواهيد درس را مانند شما توضيح بدهد. آنها به خوبي از عهده انجام اين مسأله برمي آيند، چرا كه از نظر شخصيتي در زمره افراد «راهبر» و «مدير» قرار داشته و «كم رو» و «خجالتي» نيستند.
* پس از پايان درس جديد، از او بخواهيد آنچه را كه متوجه شده توضيح بدهد، از ديگران نيز بخواهيد درس جديد را توضيح بدهند اين مسأله راهي براي تكرار درس و آموزش غيرمستقيم به دانش آموز بيش فعال و كم دقت و بازيگوش است.
* اين قبيل دانش آموزان علاقه شديدي به «مطرح شدن» و «مركز توجه بودن» دارند. از اين رو اگر اين نياز آنها برآورده نشود، سرخورده شده و شيطنت را آغاز مي كنند. بنابراين به نحوي اين نياز او را پاسخ بگوييد (دقت كنيد تا بين دانش آموزان تبعيض قايل نشويد).
* قبل از طرح هر پرسشي، همه دانش آموزان را از نظر بگذرانيد. اين حركت آنها را به سمت شما متمركز مي كند.
* در ميان تدريس، لحن كلام، وضعيت ايستادن و... خود را تغيير دهيد. اين تغيير وضعيت دانش آموز مورد نظر را به سوي شما متمركز مي كند.
* از وسايل كمك آموزشي استفاده كنيد. فيلم، نوارهاي آموزشي، كارت هاي بازي و خلاقيت، فعاليت هاي گروهي و... را فراموش نكنيد. اين مسأله همه دانش آموزان مخصوصا دانش آموز بيش فعال را مشتاق مي كند.
* از «نام كوچك» دانش آموزان در زمان «پرسيدن درس» ، توجه دادن آنها به صحبت ها و تدريس خود استفاده كنيد. صدا كردن اسم هر شخصي شوك آور و بيدار كننده است.
* در اطراف نيمكت دانش آموز فعال حركت كنيد و سعي كنيد از كتاب دانش آموزان و مخصوصا دانش آموز مورد نظر استفاده كنيد. كتاب را بر نداريد، بلكه با انگشت يا خودكار نكات مهم را نشان دهيد (از خط كش استفاده نكنيد چرا كه وحشت آور است.) اين مسأله او را روي درس متمركز مي كند.
استفاده از آزمون هاي گوناگون
آزمون از مهم ترين شيوه هاي ايجاد جذابيت در كلاس درس است. آزمون هاي هوش، سنجش دقت و سرعت و... حتي اگر در حد يك سؤال باشد بسيار مفيد است.
نكته مهم اين كه در بسياري مواقع دانش آموزان بيش فعال (ADD) به آزمون هاي آسان پاسخ نادرست و به تست هاي سخت پاسخ درست مي دهند! براي جلب توجه بهتر است اگر سؤال يا سؤال هاي آزمون را روي تخته مي نويسيد، از حروف بزرگ و رنگي استفاده كنيد تا همه دانش آموزان مخصوصا دانش آموزان مورد نظر متوجه شود.
بهتر است آزمون هايي را براي پاسخ در منزل در نظر بگيريد. اين مسأله باعث مي شود تا كودك بيش فعال براي مدتي آرام بوده و آرامش را تجربه كند!
دانش آموز بيش فعال را تشويق كرده و به او اميد بدهيد
* همواره آنها را تشويق كنيد، حتي اگر اشتباه مي كنند آنها را راهنمايي كرده و از تنبيه جداً بپرهيزيد.
* هيچ گاه درباره شيطنت ها، ناآرامي ها، اشتباه ها و... او با كسي صحبت نكنيد و يا حداقل نزد خود آنها مسأله را بازگو نكنيد.
اين مسأله آنها را ناآرام تر، پرخاشجو، عصبي و... مي كند و از آن پس رفتارشان را هدفمند كرده و به قصد آزار، شيطنت خواهند كرد.
* تا جايي كه مي توانيد عزت نفس و اعتماد به نفس آنها را افزايش داده و به آنها شخصيت بدهيد.
* اگر در كلاس يا منزل خطايي از آنها سر زد، آنها را تنبيه نكنيد؛ بلكه غيرمستقيم خطاي آنها را با نقل حكايت و... گوشزد كنيد.
* به هر ميزان با آنها با ملايمت، مهرباني، صبر و حوصله و منطق برخورد كنيد، نتيجه بهتري خواهيد گرفت.
وظيفه و رفتار والدين
جدا از آموزگاران كه نقش مهمي در تربيت و بازسازي شخصيت اين گونه دانش آموزان دارند، والدين به عنوان بخشي ديگر، وظيفه مهمي به گردن دارند. در واقع رفتار والدين مي تواند مكمل يا تخريب كننده رفتارهاي مثبت كودك باشد.
* يكي از نكات مهم و قابل تأمل ارتباط تنگاتنگ والدين و مدرسه است. والدين اغلب به دليل خجالت يا وحشت از رفتار نادرست فرزندشان از رفتن به مدرسه فرزندشان امتناع مي كنند كه اين خود سرآغاز بروز مشكلات متعددي است. بنابراين ارتباط تنگاتنگ والدين و اولياء مدرسه مخصوصا آموزگاري كه با فرزندشان ارتباط مستقيمي دارد بسيار مهم است.
*والديني آگاه باشيد و در زمينه رفتار با كودك «بيش فعال و كم تمركز» مطالعه كنيد. به هر ميزان اطلاعات شما بيشتر باشد مي توانيد فرزندتان را بهتر ياري دهيد.
* نظارت دقيق، اما به دور از وسواس بر رفتار فرزندتان در مدرسه و منزل داشته باشيد.
* از روانپزشكان براي رفتار با كودكان «بيش فعال» كمك بگيريد.
* نكات مثبت رفتار او و كارهاي مثبت او را بزرگ جلوه دهيد و آن را براي همه تعريف كنيد. براي تشويق بيشتر، بهتر است كارهاي خوب را روي كاغذي يادداشت و در جايي از منزل كه او و ديگران مرتباً مي بينند، نصب كنيد. با اين كار او احساس غرور كرده و به انجام رفتارهاي پسنديده تشويق مي شود.
*سعي كنيد او را «شرطي» نكنيد، اما گاه، خريد هديه اي كوچك در ازاي كارهاي مثبت او بسيار خوب است.
*كارهاي مثبت او را به آموزگارش منتقل كنيد تا به هر نحو كه آموزگار مي داند، او را تشويق و از او تقدير كند.
* به هيچ وجهي او را تنبيه نكنيد (لفظي يا بدني كه البته تنبيه بدني، از قرار سالهاست منسوخ شده است!) چرا كه با تنبيه او پرخاشجو، عصبي، تندخو، كلافه و... مي شود و نتيجه برعكس خواهد بود.
كلام آخر
كودك يا دانش آموز «بيش فعال» نه بيمار است و نه ديوانه؛ تنها به دليلي كه بيشتر روانشناسان آن را ژنتيكي مي دانند، بيش از كودكان ديگر فعاليت مي كند. او ذهني عقب افتاده نيست بلكه بهره هوشي بالايي نيز دارد اما نيازمند نظم بخشيدن به اين توانايي است.
با حفظ آرامش خود سعي كنيد تا آرامش را آهسته آهسته به او بازگردانيد
--------------------------------------------------------------------------------

از نگاه بعضی از والدین دیدن کودکی آراسته و زیبا که در حال بازی است و در همان حین اشعار کودکانه خود را می‏خواند یا اتومبیل‏های کوچک و رنگارنگش را در ردیفی منظم به جلو هدایت می‏کند، رویایی بیش نبوده و کاملا تصنعی است. به نظر آنان عصر کودکان طلایی به سر رسیده و زمان استیلای کودکان بیش فعال آغاز شده است. برخورد چنین والدینی با کودکان بیش فعال خود پیش از آن‏که ناشی از آگاهی‏های علمی باشد برگرفته از تجارب غیرحرفه‏ای و گاهی توام با باورهای غلط است. از این رو قصد نگارنده از نگارش و ترجمه چنین مقاله‏ای کاستن از ناتوانی خانواده دربرخورد با این کودکان و افزایش توجه آنان به درمان‏های مکمل است. درمان‏هایی که متاسفانه به دلیل ناشناخته بودن همواره مورد غفلت قرار گرفته و جایگاه خاص و واقعی خود را باز نیافته‏اند.
به نظر روانشناسان بیش فعال کودکی است با ویژگی‏های رفتاری خاص و متمایز. اما این به معنای ایجاد یک چارچوب سنی مشخص نیست. برخی از روانشناسان علائم بیش فعالی را در بزرگسالان نیز تعقیب کرده‏اند و سعی کرده‏اند تا سیر تکامل آن را در گروه‏های سنی مختلف نیز باز شناسند. به نظر آنان بزرگسالان نیز می‏توانند تجارب کودکان بیش فعال را درک کنند. تجاربی همچون تصمیم‏گیری‏های آنی، عبارات غیرمنطقی، انجام رفتارهای کلیشه‏ای نمونه‏ای مشابه از احساسات کودکان بیش فعال است که می‏توان بروز آن را در بزرگسالان نیز مشاهده کرد. در ضمن برخی از افراد الکلیک و بیماران مبتلا به مانیک نیز به نوعی تجارب حسی و ادراکی کودکان بیش فعال را دارا هستند. البته هدف از طرح نظرات فعلی صرفا آشناسازی والدین گرامی با احساسات یک کودک بیش فعال است، نه ایجاد یک نگرانی مضاعف در فضای خانواده. از این رو اجازه می‏خواهم برای ملموس‏تر کردن توضیحات ذکر شده از مثالی استفاده کنم تصور کنید جوانی در حال رانندگی و مشغول ویراژ دادن است. او شدیدا تحت تاثیر محرک‏های محیطی پیرامون خود قرار گرفته و از درک واقعیت فعلی که در آن قرار دارد ناتوان است. سرعت خودرو او آستانه حس و درک او را شدیدا محدود کرده و از عملکرد منطقی وی کاسته است. او صرفا به پیش می‏رود و مملو از هیجان است. بعد از لحظه‏ای کوتاه طبیعتا در محاسبه فاصله جانبی خود اشتباه کرده و به خودرو بغلی اصابت می‏کند. در یک لحظه سکوت و دقیقا درست زمانی که هر دو خودرو متوقف شده‏اند دو سوال اصلی مطرح می‏شود. نخست احساس راننده جوان در خصوص عملکردش و دوم ارزیابی راننده خسارت دیده از سلامت روانی فرد جوان. راننده جوان چه توجیحی برای رفتار خود دارد؟ آیا از ناگهانی و سریع بودن حوادث، ابراز تعجب نمی‏کند؟ چرا در بازبینی منطقی رفتار پیش از تصادف، خود را سرزنش می‏کند؟ آیا راننده خسارت
" در سال 1970 پژوهشگری به نام فین کولد اهمیت تاثیر برخی خوراکی‏ها را در افزایش علائم بیش فعالی مورد مطالعه قرار داد. او تحقیقات خود را در مقاله‏ای به همین عنوان به چاپ رساند، ولی چندان مورد توجه قرار نگرفت... "



دیده توضیحات او را خواهد پذیرفت؟ از نظر روانشناسی شرایط ایجاد شده نوعی واکنش بیش فعالی و بسیاری از نشانه‏های این بیماری را دارا است. عدم کنترل بر احساسات و حرکات و عدم تطابق با شرایط موجود اساسی‏ترین نشانه‏های بیش فعالی است. هر چند باید اضافه کرد شواهدی نیز در کاهش توجه و پایین آمدن مهارت‏های ذهنی و شناختی وجود دارد که در جای خود بیشتر در خصوص آن صحبت خواهیم کرد. فقط آنچه به احتمال باید اضافه کرد این است که با درک صحیح از احساس خودمان می‏توانیم تصور بهتری از واکنش‏های یک کودک بیش فعال داشته باشیم و سعی بنده از طرح توضیحات ذکر شده نیز دقیقا ایجاد چنین احساس مشترکی بوده است. پس به خاطر داشته باشیم ما بزرگسالان گاهی خود بیش فعال‏تر از هر کودکی می‏شویم.
بیش فعالی اصطلاحی است برای بیان خصوصیات رفتاری که به صورت عمده عبارتند از خستگی‏ناپذیری، پرتحرک بودن، هیجان پذیری، بی‏قراری، پریشانی و ... همانطور که ملاحظه کردید نمی‏توان از عبارات بالا به مفهوم دقیق بیش فعالی دست یافت. به همین دلیل به سراغ راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی چهارمین تجدید چاپ می‏رویم تا با علائم این بیماری بیشتر آشنا شویم.
گردآورندگان این مجموعه معتقدند زمانی می‏توان عبارت بیش فعالی را به کار برد که کودک یا نوجوان 6 علامت (یا بیشتر) از موارد ذیل را به مدت حداقل 6 ماه داشته باشد. طبیعتا موارد یاد شده تناسبی با شرایط رشدی وی نیز نخواهد داشت.
الف) مدام در حال حرکت دادن دست‏ها و پاهای خود است و حتی در حین نشستن نیز پیچ و تاب می‏خورد.
ب) اغلب در محیط‏هایی که انتظار می‏رود بنشیند، مثل کلاس درس، بر می‏خیزد و راه می‏رود.
ج) عموما در حال دویدن و بالا رفتن است و توجهی به شرایط پیرامونش نمی‏کند.
در نزد نوجوانان و افراد بالغ این نشانه‏ها به صورت یک احساس ذهنی بی‏قراری ظاهر می‏شود.
د) در کنترل و آرام‏سازی خود در حین بازی‏ها یا فعالیت‏های دیگر مشکل دارد.
ز) در اغلب اوقات به صورت خستگی‏ناپذیر پرتحرک است، گویی فنری او را به جلو هل می‏دهد.
ه) خیلی تند و سریع صحبت می‏کند.
در کنار علائم فعلی، 3 عامل تکانشی نیز وجود دارند که به صورت اختلال در رفتارهای محاوره‏ای و اجتماعی ظاهر می‏شوند. هر چند به ظاهر این عوامل از گروه نخست جدا شده‏اند، اما همراهی آنان با 6 نشانه نخستین ناممکن نیست. اگر روانشناس در تشخیص رفتار کودک یا نوجوان از وجود نشانه‏های ششگانه یقین حاصل کند، نوع تشخیص داده شده بیش فعالی خواهد بود. اما در صورتی که علائم گروه نخست با تعدادی از نشانه‏های گروه بعدی همراه شود، تشخیص ارائه شده بیش فعالی تکانشی بوده و روانشناس با ترکیبی از رفتارهای حرکتی و تکانش‏های محاوره‏ای مواجه خواهد شد. البته باید اضافه کرد عموما در بیش فعالی کودکان و نوجوانان از هر دسته علائم نشانه‏هایی وجود دارد. علائم تکانشی بودن عبارتند از:
و) کودک یا نوجوان سریعا به سوالی که تمام نشده پاسخ می‏دهد.
ن) اغلب در انتظار کشیدن و رعایت نوبت مشکل دارد.
ی) غالبا صحبت دیگران را قطع می‏کند یا حضور خود را بر دیگران تحمیل می‏کند مثلا در مکالمات دیگران مداخله کرده یا وارد بازی‏ها می‏شود.
بخش دیگری از نگرانی‏های والدین مربوط به کاهش توجه کودکان بیش فعال است. از نظیر آنان بی توجهی بر میزان ریسک و خطرپذیری کودکشان می‏افزاید، به نحوی که گاهی موجب اشتباهات مکرر و انجام رفتارهای مخاطره‏آمیز می‏شود. اشتباهات رفتاری، خراب کردن‏ها، شکستن‏ها و بروز صدمات جسمانی غالبا بزرگترها را کلافه و ناتوان می‏کند و این در حالی است که کودک بیش فعال هیچگونه قصدی از انجام رفتاری مخاطره‏آمیز خود ندارد. او همانند همسالان خود به میزان قابل توجهی از درک متقابل رسیده است. اما به دلیل عوامل چندی در کنترل مطلوب واکنش‏های خود با مشکل مواجه است و این نیازمند درک صحیح والدین از شرایط نامتعارف وی است. به نظر روانشناسان بهترین اقدام والدین
" تا دهه 1980 فین کولد و برخی از اندیشمندان دیگر فهرستی از برخی مواد موثر بر واکنش‏های بیش فعالی فراهم کردند که از جمله می‏توان به انواع بستنی‏‏های تزئین شده به رنگ‏های فسفری و قرمز، بعضی از میوه‏ها همچون زردآلود، تمشک، خیار و گوجه فرنگی اشاره کرد... "



پیش از استفاده از داروهای شیمیایی بررسی علل ابتلای کودک به بیش فعالی است، زیرا تحقیقات اخیر ثابت کرده‏اند والدینی که در کنار بهره‏‏گیری از داروها به تامین شرایط بهداشت روانی و جسمانی کودک خود نیز توجه داشته‏اند به مراتب از والدینی که صرفا به داروها اکتفا کرده‏اند در تداوم درمان موفق‏تر عمل کرده‏اند. از جمله عللی که خانواده‏های گرامی باید پیش از دارو درمانی توجه لازم را به آنها معطوف دارند عبارتند از:
1-مراقب آسیب‏های مغزی و عصب‏شناختی باشند.
هر چند به نظر برخی از فیزیولوژیست‏ها چنین آسیب‏هایی می‏توانند باعث ایجاد بیش فعالی شوند ولیکن هنوز تحقیقات لازم در این باره به نتایج قطعی نرسیده‏اند. از این رو ایجاد ارتباط بالینی بین این آسیب‏ها و بیش فعالی با تردید همراه است.
2-تاثیر عوامل محیطی و خانوادگی را در ایجاد واکنش های بیش فعالی نادیده نگیرند. هر چند شرایط حاضر نیز نیازمند تحقیقات گسترده‏تری است، ولیکن نتایج آماری از وجود برخی علل محیطی و خانوادگی موثر بر بیش فعالی حکایت دارد. به عنوان نمونه افزایش میزان سرب و یون‏های مثبت در هوا، کوچکی محیط‏های زندگی، وجود والدین سیگاری، عدم توافق در الگوهای تربیتی، عدم توجه به نیازهای عاطفی کودک، وجود تعارض‏ها و مشاجره‏های مداوم در بین اعضای خانواده، اضطراب والدین، متارکه، وجود روش‏های استبدادی و محدودکننده یا اجرای الگوهای افراطی کودک محوری و ...
3-متوجه عوامل پیش از تولد و حین تولد باشند.
مادرانی که در زمان بارداری از رژیم‏های غذایی نامطلوب پیروی می‏کنند، بدون مشورت با پزشک معالج اقدام به مصرف دارو می‏کنند، سیگار می‏کشند، شدیدا مضطرب یا افسرده می‏شوند، الکل مصرف می‏کنند و بدون توجه به سلامت جنین اقدام به فعالیت‏های مداوم و سنگین می‏کنند از جمله مادرانی هستند که خطر ابتلا کودک خود را به بیش فعالی افزایش می‏دهند، البته باید اضافه کرد زنجیره عوامل پیش از تولد همچون وراثت و تغذیه هنوز نیز نیازمند بررسی و پژوهش بیشتر است.
4-در انتخاب رژیم‏های غذایی مطلوب دقت کنید.
در سال 1970 پژوهشگری به نام فین کولد اهمیت تاثیر برخی خوراکی‏ها را در افزایش علائم بیش فعالی مورد مطالعه قرار داد. او تحقیقات خود را در مقاله‏ای به همین عنوان به چاپ رساند، ولی چندان مورد توجه قرار نگرفت. بعد از گذشت یک دهه و انجام پژوهش‏‏های مداوم صحت نظرات فین کولد آشکار شد و توجه اندیشمندان به خاصیت برخی خوراکی‏ها معطوف شد. در ابتدا فین کولد متوجه رنگ‏های مصنوعی شد که به صورت گسترده در تزئین مواد خوراکی مورد استفاده قرار می گرفتند. به نظر او کودک در حین مصرف چنین موادی علائمی از مسمومیت یا حساسیت از خود نشان می‏دهد. او عقیده داشت بیش فعالی نوعی علائم آلرژیک نسبت به مواد رنگی موجود در خوراکی‏هاست. اما تحقیقات بعدی از محدوده مطالعات وی فراتر رفته و متوجه ماهیت خود خوراکی‏ها شد. امروزه بنا به حساسیت کودک اقدام به حذف برخی خوراکی‏ها می‏کنند تا تاثیر آن را بر کاهش بیش فعالی وی مورد مطالعه قرار دهند.
تا دهه 1980 فین کولد و برخی از اندیشمندان دیگر فهرستی از برخی مواد موثر بر واکنش‏های بیش فعالی فراهم کردند که از جمله می‏توان به انواع بستنی‏‏های تزئین شده به رنگ‏های فسفری و قرمز، بعضی از میوه‏ها همچون زردآلود، تمشک، خیار و گوجه فرنگی اشاره کرد. اما امروزه با گسترش پژوهش‏های تغذیه‏ای و روان‏شناختی بر میزان فهرست غذایی موثر بر بیش فعالی افزوده شده است. البته والدین گرامی توجه داشته باشند هدف از ارائه فهرست مورد نظر حذف تمامی غذاهای مطرح شده نیست. بلکه یافتن عاملی است که در تشدید حالات بیش فعالی موثر است. پس اقدام اصلی یافتن ماده حساسیت‏زا است نه حذف تمام مواد غذایی و میوه‏ها. خانم آماندا اورسل متخصص تغذیه، برخی از پرهیزهای غذایی کودکان بیش فعال را به قرار زیر می شمارد. شکر و غذاهای حاوی شکر مانند بیسکویت، کیک، نان روغنی، شیرینی، نوشابه‏های شیرین که سریعا قند خون را افزایش می‏دهند، کشمش بی‏دانه، زیتون، زردآلود، سیب، توت، سیب زمینی، هادداگ، آدامس، فرآورده‏های کنسرو شده، چای و قهوه. هر چند فهرست کامل غذاهای مورد نظر را می‏توانید در کتب مربوط به کودکان بیش فعال بیابید.





بيش فعالی در دانش آموزان
چكيدههدف اين پژوهش بررسي اثربخشي آموزش شيوه هاي رفتاري به خانواده دانش آموزان بيش فعال در كاهش مشكلات تحصيلي آنان بود. نمونه هاي اين پژوهش شامل 40 دانش آموز بيش فعال بود كه پس از اجراي آزمون CSI-4 ودريافت تشخيص بيش فعالي به طور تصادفي، درگروههاي آزمايش وكنترل جايگزين گرديدند.فرضيه هاي پژوهش عبارت بودنداز:

آموزش شيوه هاي رفتاري به خانواده (آموزش توجه، تعامل والدين-كودك وبرنامه وابستگي درخانه) بركاهش علايم بيش فعالي ومشكلات تحصيلي دانش آموزان بيش فعال موثر است. آموزش توجه به خانواده، بر كاهش علايم بيش فعالي دانش آموزان بيش فعال موثر است.آموزش برنامه تعامل والدين-كودك به خانواده، بركاهش علايم بيش فعالي دانش آموزان بيش فعال موثر است . آموزش برنامه وابستگي درخانه، بركاهش علايم بيش فعالي دانش آموزان بيش فعال موثر است.بين جنسيت آزمودني و اثربخشي شيوه هاي آموزشي بركاهش علايم بيش فعالي ،تعامل وجود دارد. آموزش توجه به خانواده ،بر كاهش مشكلات تحصيلي دانش آموزان بيش فعال موثر است.آموزش برنامه تعامل والدين-كودك به خانواده، بركاهش مشكلات تحصيلي دانش آموزان بيش فعال موثر است . آموزش برنامه وابستگي درخانه ،بركاهش مشكلات تحصيلي دانش آموزان بيش فعال موثر است.بين جنسيت آزمودني و اثربخشي شيوه هاي آموزشي بركاهش مشكلات تحصيلي ،تعامل وجود دارد.