شيــــوه هاي مطلوب رفتاري با دانــــش آمــــوزان
امــــــــــــام خميني (ره):
اهميّت انتشارات،مثل اهميّت خون هايي است كه در جبهه ها ريخته ميشود «ومداد العلماءأفضل من دماء الشهدا»دماء شهدا اگر چه بسيار ارزشمند وسازنده است لكن قلـم ها بيشتر مي توانند سازنده باشند واصولاً شهدا را قلم ها مي سازند و قلم ها هستند كه شهــيد پرورنـد.
شيــــوه هاي مطلوب رفتاري با دانــــش آمــــوزان
به عنوان يك معلم و شخصي كه با فراگير سر و كار دارد اغلب با دانش آموزاني روبه رو مي شويم كه مشكلات و دشواريهاي جزئي و ظريفي در امر يادگيري دارند.
يك معلم خوب دست دانش آموزانش را به گرمي مي فشارد و رهبر او در يادگيري هاي نخستينش مي باشد.
او دانش آموز را در اولين تجربه هايش تشويق مي نمايد و با صبر و شكيبا يي و مهارت،ناتواني هاي اين دست را كه از مرحله تشويش دوران خردسالي است و به تمرين ماهرانه مي رود بر طرف مي سازد.
آري معلم اين دست را ابزار حافظ تعليم و تربيت توأم با عمل مي بيند.
همانگونه كه ظاهر هر فرد با ديگري متفاوت است استعدادهاي دانش آموزان نيز گوناگون است علاوه بر اين دانش آموزان از لحاظ وضعيت اقتصادي،اجتماعي ،فرهنگي و خانوادگي نيز در شرايط يكساني نيستند.
اين وظيفه يك معلم آگاه و با تجربه است كه فراگيران خود را از لحاظ مختلف شناسايي كند ومطابق با توانايي هاي آنها انتظار داشته باشد .
كسب اطلاع يك آموزگار از ويژگي هاي جسمي شناختي،عاطفي و اجتماعي دانش آموزان خود از مهمترين وظايف او به شمار مي آيد در غير اين صورت او هيچ گاه نخواهد توانست راه كار هاي مناسب را براي اجراي فرايند ياد دهي يادگيري مهارت هاي مختلف را در كلاس درس انتخاب وبه اجرا در آورد.
ويژگي جسمي، شناختي،عاطفي،اجتماعي دانش آموزان شامل توانايي بينايي،شنوايي،حركتي ،قدرت بدني ،علايق،سطح ادراك ،نگرش كلي آن ها بي جهان هستي و غيره است.
اگر ما به عنوان يك معلم بپنداريم كه بدون شناخت دانش آموزان و بدون آگاهي كافي از فرايند رشد ذهني ، جسمي ،رواني ،زباني و اجتماعي دانش آموزان خود در كار تدريس موفق خواهيم شد نتيجه اي جز شكست عايدمان نخواهد شد وتمام زحمات و تلاش هاي خود را در معرض خطر قرار خواهيم داد.
همانگونه خداوند بلند مرتبه از بنده هاي خود بيش از توان آن ها چيزي نخواسته است و مصداق اين موضوع در آيه 152 سوره مباركه انعام مي باشد كه مي فرمايد:
«لا يكلف نفسا الا وسعها»
آنچه از اين آيه استنباط مي شود اين است كه آموزگار آگاه بايد در مورد دانش آموزان خود اطلاعات كافي داشته باشد.
هنگامي كه به عنوان يك آموزگار گام در كلاس درس مي گذاريم معقول است پيش از هر اقدام ديگري دانش آموزان را شناسايي كنيم زيرا اين امر رمز موفقيت ما در تداوم راهي است كه ما آغاز نموده يم.
آموزش و پرورش بايد مانند فن پرورش گل كه به دانش گياه شناسي متكي است بر اساس شناخت كودك استوار باشد.
منظور از شناخت دانش آموزان كسب آگاهي هاي ضروري در مورد جنبه هاي مختلف رفتاري و ويژگي هاي آنان است زيرا هر گونه تصميم گيري عاقلانه از طرف معلم براي برنامه ريزي فعاليت هاي درسي آنان مستلزم اين شناخت است.
معلم بايد بر اين باور باشد كه يادگيري واستعداد هاي عقلاني فراگيران را تا جايي كه مسايل وراثتي ،محيطي،اجتماعي و روش هاي تربيتي آنان اجازه مي دهند مي توان بهبود بخشيد.
معلمان و دست اندر كاران در امر تعليم و تربيت بايد به اين موضوع واقف باشند كه تقسيم بندي دانش آموزان بر اساس سن آن ها در كلاس هاي مختلف مي باشدو مبني بر يكسان بودن توانايي هاي آنان نيست. بنابراين نبايد با تمام دانش آموزان به يك روش و به يك اندازه معين آموزش دهيم و انتظار بازخورد يكساني داشته باشيم كه همه ي آنان به يك اندازه احساس راحتي كنند.
ما به عنوان يك معلم ابتدايي بايد توجه داشته باشيم كه در انجام فعاليت هاي ياددهي و يادگيري بايستي به ويژگي هاي حركتي دانش آموزان توجه كافي مبذول بداريم و از دادن تكاليف خارج از حد توان به آن ها خود داري كنيم.
همچنين با توجه به آستانه ي تحمل اندك آنان از طولاني شدن فعاليت هايي كه انجام آنها مستلزم سكوت وسكون كودكان است جلوگيري نماييم.
ما به عنوان معلم دبستان بايد آگاه باشيم كه دانش آموز دبستاني فردي چابك،فعال،بي قرار و نا آرام است و مثلا جنگ و گريز با همسالان را يكي از حقوق خود مي دانند لذا معلم بهتر است به جاي مقابله با اين تحريك و پوياي بدان جهت بدهد و از آنان در راستاي آموزش خواندن و نوشتن استفاده كند.
پس با توجه به اينكه اختلاف قيافه هاي انسان ها امري بديهي است تفاوت در توانايي ها و نيازهاي افراد نيز امري بديهي وطبيعي است.
با استناد به آيه ي شريفه
«الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه»
مردم معدن هايي هستند همچون طلا و نقره كه باي اين معادن شناخته شود و به فعليت برسند.
مابه عنوان يك معلم آگاه و دانا بايد در آغاز سال تحصيلي و پيش از شروع هر تدريس به دانش پايه ي فراگيران خود توجه ويژه كنيم وبدانيم كه دانش آموزان از نظر پيشينه تحصيلي بسيار متنوع و گوناگون هستند.
روان شناسان مي گويند انسان ها بال ندارندپس پريدن را نمي آموزند.آمموختن چيزي كه زمينه ي يادگيري آن در انسان نيست چكش سخت بر آهن سرد كوفتن است.
افزايش فرصت هاي يادگيري رمز موفقيت معلم در جريان تدريس است.
امروزه معتقدند يادگيري آموزشگاهي پديده اي مبتني بر زمان است يعني هر چه زمان يادگيري بيشتر باشد مقدار يادگيري نيز بيشتر خواهد بود.
علاوه بر اين در جريان فعاليت هاي آموزشي معلم بايد از دادن لقب هاي ناخوش آيند خصوصاّ آن هايي كه جنبه منفي دارند مانند : كند ذهن،عفب افتاده و.. كه غالباّْ جز ضرر و سر شكستگي براي دانش آموز و خانواده ايشان سودي نخواهد داشت خودداري نمود.
برقراري روابط عاطفي و ايجاد محيطي فعال و سالم در كلاس درس بسيار حائز اهميت بوده ومعلم بايد بپذيرد كه محبت خود رابه تساوي ميان فراگيران تقسيم كند ،محبت معلم بايد همچون پرتوهاي خورشيد در همه جاي كلاس بتابد.
Ø پادشاهي پسر به مكتب داد
لوح سينينش بر كنار نهاد
Ø بر سر لوح او نوشت به زر
جور استاد به ز مهر پدر
وبنا به فرموده شاعر: باران باش و ببار و مبين بر پياله چه كسي مي باري .
اما در اغلب موارد ممكن است آموزگار در برخورد با دانش آموز ضعيف ، آرامش و ثبات رفتاري خود را از دست بدهد.
ما به عنوان معلم بايد در شيوه پرسش و پاسخ خود تجديد نظر كنيم وقصد ما مچ گيري دانش آموز نباشد.گاه با چند پرسش آسان از فراگيران ضعيف روحيه ي اعتماد به نفس رادر ان ها تقويت نماييم .در شيوه پرسش و پاسخ ما بايد در مواقعي سوالات مورد نظر را روي تابلو بنويسيم تا همه ي فراگيران قبل از مورد خطاب قرار گرفتن راجع به آن فكر كنند و سپس فرد خاصي را مورد خطاب قرار دهيم.
باز خورد سريع ما به نتايج آزمون هاي فراگيران اثرات مفيدي به دنبال خواهد داشت ؛اين امر باعث مي شود كه برخي از فراگيران به عنوان مثال اينگونه پاسخ دهند كه:
حيف شد كه كمتر دقت كردم ،طبق نظر معلم بايد بيشتر در زمينه ي جمع و تفريق كنم،به نظر مي رسد در حل تقسيم بيشتر اشكال دارم و.....ناتواني هاي خود را جبران كند.
تعليم و تربيت ما بايد به گونه اي باشد كه در آن آموزش كسب معلومات براي حل مسئله توسط خود دانش آموز ان به راهنمايي معلم باشد نه آموزش به معني انتقال دانش از معلم به دانش آموز باشد يك معلم خوب راهنما و هدايت كننده ي جريان يادگيري است نه انتقل دهنده ي معلومات در كلاس درس.
ما بايد ايجاد كننده ي روش تجربي ، آزمايشي و استقرايي باشيم نه روش هاي فلسفي و قياسي.
متأسفانه در كلاس هاي درس يادگيري به معني ياد سپاري و حفظ معلومات شده است بر خلاف اينكه بايد يادگيري به معني ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار فراگيران باشد.
معلمي در كلاس موفق خواهد بود كه روش تدريس آن از روش هاي فعال تدريس، روش هاي عملي ،پروژه و حل مسئله باشد در صورتي كه به اشتباه روش هاي تدريس نظري و سخنراني را جايگزين چنين روش هايي كرده ايم.
همانگونه كه مولوي مي گويد:
Ø آب كـم جو تشنگي آور بدست
تا بجـوشد آبت از بالا وپست
Ø در طلب زن دائما تـو هر دو دست
كاين طلب در راه نيكو رهـبر است
همانگونه كه از سخن مولوي پيداست هنر استاد ايجاد طلب در فراگيران و دانش آموزان تشنه كردن ذهن ونامتعادل ساختن فكر آنان است ونه پاسخ دادن به طلب،سيراب نمودن ذهن و انباشتن معلومات در ذهن ايشان.
در نظام آموزش و پرورش ما به حفظ كردن و تقويت حافظه ي دانش آموزان تاكيد مي گردد به طوري كه اكثر آنان با كاربرد مفاهيم ياد گرفته شده بيگانه اند و حتي اين حالت منفعل بودن را به زندگي خود نيز تعميم مي دهند بدين ترتيب دانش آموزان ما هنر تفكر و كشف روابط بين پديده ها را كسب نمي كنند وخلاقييت و نوآوري آنان هم به ميزاني كه ظرفيتش را دارند رشد پيدا نمي كنند. بنابر،اين توضيحات معلمي شغل نيست عشق است ،هنر است ،ايثار است و معلم است كه با آموختن به انسان ياد مي دهد چگونه از دل معدن واز خاك ،طلا استخراج كند.اگر خاك به طلا تبديل شود عنصري گران قيمت و خوش آب و رنگ مي شود كه در جامعه ما به لحاظ زينت و زيبايي اهميت دارد.
اما اگر دانش آموزان درست تعليم و تربيت شوند فردوسي ها ،سعدي ها ،مولوي ها ،خوارزمي ها ، حافظ ها ،باغچه بان ها ،اعتصامي ها،شهريارها وهزاران هزار زنان و مردان نامي سر از خاك علم مي كنندو عطر خويش تعليم وتربيت را در جامعه عطر آگين مي سازند وصدها تن مانند خود تربيت مي كنند تا خلق را خدمت گزارگردند.از هرذي قيمتي، قيمتي تر و از هر عابدي موبدتر ميشوند اين معلم است كه خاك بي حاصل را حاصل خيز وزمين باير را آباد و پر از محصول مي كند.پيغمبر خدا حضرت محمد(ص)وارد مسجد شدند ديدند دسته اي مشغول ذكر ودعا هستند از آن ها گذشتند متوجه دسته ي ديگري شد كه مشغول تعليم وتعلم بودند حضرت محمد(ص)نشستند و سه مرتبه فرمودند «بعثت لتعليم »آمده ام براي چنين مجالس براي بالا رفتن معلومات .
در جاي ديگر مي فرمايد قرآن درجه اي به معلم داده است كه اگر شبانه روز به آنان افتخار كنيم باز كم است.
Ø عالمان با عشق عالم مي شوند
بهترين مردم معلم مي شوند
Ø عشق با علم متمم مي شود
هر كه عاشق شد معلم مي شود.
فـهرست منابـع
كديور، پروين، روانشناسي تربيتي 1386
صافي، قاسم، مقدمات روش هاي مطالعه و پژوهش 1386
صفوي ، امن الله ، روش ها و فنون تدريس 1385
گنجي ، حمزه، روان شناسي عمومي
حمید جدیدی